رفتن یا ماندن برای من و تو حکایت غریبی است. میتوان چنین گفت که رفته ایم با اینکه هر دو مانده ایم. جسم هایمان رفتنه اند... از هم دور شده اند... اما روح مان همانند سابق باهم عشق بازی می کنند. هر دو می مانیم که در این دنیا مجالی برای تامل نیست. برای هیچ چیز نباید تاملی باشد. چون هیچ کس نمی داند فردا خواهد آمد یا نه. می دانی... من چنین شده ام. دیگر به هیچ فردایی اعتماد ندارم. کنون را میبینم که دلبندم منتی بر سر من می گذارد و نوشته های حقیر چون خودم را می خواند.
من نیز در خلوت شبانه خود آهنگهایی دارم. اهنگی که همه جا می خوانم. دوستان خارجی ام این اهنگ را نیز دوست دارن. شاید برایشان کمی ترجمه کرده باشم. ولی چنین می گویند که دارای روح است و از صدای آن بیشتر لذت می برند. اسم اهنگ را بر تو می گویم. این اهنگ رفیقی است در شب های تنهایی و مستی من. اسم اهنگ : ay qiz از Islam Rzayev
ما را در سایت رویای من دنبال میکنید
برچسب: رویای,
نویسنده:
بازدید: 37